ماجرای خیابانی

وااااااااای اگه بدونید امروز صبح چی شد

واسه دو سه نفرم با آب و تاب تعریف کردما ولی بازم با اینحال حس میکنم باید اینجا بنویسم تا .........

یعنی هر چی فکر میکنم بیشتر به عمق فاجعه پی میبرم و شاید اینکه امروز صبح من یه دختر بیگناه و از مرگ حتمی یا شاید اسیدپاشی یا هر چیز دیگه ای که خیلی تو مجلات و روزنامه ها و اینا میخونیم .......

هیچی امروز جلسه اولیای دخترک بود مال کلاس زبانشون جلسه که بر خلاف دفعات و ترمهای قبل که زود تموم میشد امروز دیر تموم شد از بس که این تیچرشون پر چونه بود و از خاطرات دانشجوئی و ..........تعریف میکرد..( استاد این ترمشون یه پسر جوونه که دانشجو هم هست اتفاقا)

خلاصه حالا کاری نداریم........

دیگه بعد از تموم شدن جلسه اومدم سوار ماشین شدمو طبق معمول از همون کوچه پس کوچه های خلوت که کشف کردم جهت کمتر موندن تو ترافیک وحشتناک

بعد یهو دیدم یه پسره مثلا 20 ساله هی داره سرشو میکوبه به در یه پارکینگی و یه دستشم تا بالاتر از مچ خونیه

یه دختره هم ریلکس دنبالش میومد و اصلا سر و صدائی نمیکرد فقط رنگ و روش پریده بود یه ماشین پرایدم اون جلو که جفت درای جلوش باز بود

از اونجائی که معمولا تو اینجور چیزا فضولم رفتم جلوتر پارک کردمو از تو آینه زیر نظرشون داشتم

پسره داد میزد آخه چرا ااااااااااااااااااا شراره؟؟؟؟؟؟؟چرا اینکار و با من کردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟

هیم میزد تو سر و صورتشو سرشو میکوبید به در پارکینگ و ......

یهو پرید تو ماشینو گازشو گرفت چند تا خونه جلوتر دوباره زد بغل

دختره نم نم اومد سمت ماشین کیفشو از عقب ماشین برداشت

پسره موبایل دختره تو دستش بود و هی سعی داشت یه جائی رو بگیره که نمیگرفت یا جواب نمیداد نمیدونم خلاصه

بعد دوباره پیاده شد و رفت دم همون خونه هه که من اول دیدم سرشو هی کوبید تو در

دختره اومد از کنار من رد شد گفتم چی شده؟؟؟؟؟؟؟؟میتونم کمکی کنم؟؟؟؟؟؟

گفت یکی مزاحمم شده قاطی کرده

دوباره پسره اومد سمت دختره و گفت........شرااااااااااااااره با دادا تو همه چیزت مال منه

چرا اینکار و کردی شراره چرا بعد یهو زیر بغل دختره رو گرفتو کشون کشون برد سمت ماشین

دختره هی مقاومت میکرد و میگفت نمیخوام سوار شم

دیگه به زور برد سوارش کرد یه تیغم تو دست پسره بود هی دستشو میزد و داد میزد

دیگه دیدم اوضاع داره خطرناک میشه با این وضعی که پسره داره و اعصاب تعطیل الان دختره رو میبره یه جای خلوت میکشش

پیاده شدمو رفتم سمتشون پسره هنوز جلوی در شاگرد بود و نمیذاشت دختره پیاده شه

دیگه وایسادم باهاش حرف ززدن اونم که قاطی هی با اون تیغه دستشو میزد تو صورت دختره میکوبید یه بار دختره در و باز کرد پیاده شه با لگد محکم زد تو پاشو انداختش تو ماشینو در و بست

به پسره گفتم انقد مزاحم تلفنی زیاده تو که نباید جدی بگیری

گفت شما که نمیدونی خانوم این مال منهههههههههه دوباره دااااااااااااااااد که این مال منه نمیخوام به هیچکی بدمشو

گفتم میدونم درکت میکنم میفهمم چی میگی

گفت میدونی؟؟؟؟؟؟؟؟؟منو میفهمی؟؟؟؟؟؟

گفتم آره به خدا میفهمم ولی با عصبانیت که کاری حل نمیشه جز اینکه تو این عصبانیت یه کاری میکنی که بعد پشیمون میشی

بهش گفتم ببین هیچوقت تو عصبانیت کاری انجام نده

حالا این وسط دختره هی زور میزنه از این در پیاده شه

پسره ام که همچنان در حال دیوونه بازیه اون وسط مسطا حرفای منم به گوشش میخوره

به دختره اشاره میکنم از اون در پیاده شو

پیاده میشه پسره دنبالش منم دنبالشون گفتم ببین الان هی تو سر و صورت خودتو این میکوبی یهو میفته سرش میخوره به جدول خدای نکرده یه طوریش میشه اونوقت یه عمر باید پشیمونی بکشی

هی بهش میگفتم میفهمتو الان عصبانیی هیچ کاری نکن و ........

دیگه آخر یه شماره از تو گوشی دختره زد تو گوشی خودشو گوشی و داد به دختره و یه تفم انداخت رو زمین و رفت

به دختره ام گفتم بدو زود دور شو تا دوباره نیومده سراغت

تمام تنش میلرزید حتی منم از اون موقع تا حالا نتونستم به خودم مسلط بشمو از فکر اینکه شاید امروز یه فاجعه ای رخ میداد و باز هم شاید من تونستم جلوشو بگیرم

هر چند که میدونم واسم خیلی خطرناک بود و شاید همون تیغو یهو میزد به من و ......چون واقعا عصبی و وحشی و غیر قابل کنترل بود

خلاصه اینم از این................

/ 14 نظر / 32 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آلاله

چه شجاعتي...من بودم مي ترسيدم.........خشكم ميزد

سحر

آجی کاره خطرناکی کردی که پیاده شدی . از طرز نوشتنت خوشم اومد من تا حالا وبلاگت نیومدم .

monireh

در تمام رنج هایی که میبریم صبر اوج احترام به قوانین الهی است [گل]

ازدواج ویژه

سلام اَه انقد بدم میاد ازین پسرا و دخترای لوس، هنوز هیچی نشده هی عربده میکشن و تیغ دست میگیرن!!! خدا رحم کرده خودتون هیچیتون نشده خیلی شجاعینا شاید شما اگه نبودین هر دو میمردن![ماچ]

محیا

ماشالله چه شجاعتی. من بودم اصلن واینمیستادم خانومی. شماره فونتات خیلی پایینه. نوشته هایت خیلی ریزن. یعنی واسه من اینجوریه.قبلن اینطوری نبود.

اتوسا

خدای من.... واقعا بعضی پسرا دیوانن...

مصطفی

سلام من می خوام با شما تبادل لینک کنم ولی نمی دونم چه عنوانی برای وبلاگتون مناسب تره شما منو با : عنوان : اخبار هنرمندان آدرس : www.ClebFa.ir لینک کنین بعد بگین با چه عنوانی لینکتون کنم PageRank من : 2

یوسف سنگری

سلام بلاگ قشنگی دارید برای تبادل لینک من را با عنوان آموزش رابطه جنسی به خانواده ها و آدرس www.biashop1.com ضمناً شما را به بلاگهایم هم اضافه خواهم کرد لطفاً ایمیل بزنیدو یا در سایت ثبت نام کنید ه______________دیه ویژه : بعد از تبادل لینک شما میتوانید در سیستم همکاری در فروش با 50 درصد سود ثبت نام کنید و تایید خواهید شد http://www.karmandhashop.com