سلااااااااااااااااام

امشبم یکی دیگه از شبای محرمه

من و دخترک تو خونه تنهائیمممممممممممممم

همه دنبال عزاد اری و ...نمیدونم چرا حسم به اینجور جاها نمیاد

بیشتر دوست دارم دسته ببینمو از تو خونه صدای نوحه و عزاداری تکیه محلو بشنوم

البته شاید چون مجبورم تو خونه بمونم این حرفا رو میزنم

به دو علت اول مدرسه دخترک دومم اینکه فردا امتحا دیکته پایان ترم زبانه و نمیتونستم با خودم ببرمش بنابراین باید تو خونه میموند و راس 9 میخوابید

آبجیتونم که از سر بیکاری سر از اینجا در آورده که اینجام هیچ خبری نیست فک کنم همه رفتن دنبال دسته و .............بابا منم در یابید تو رو خدا منم هستم

البته هفته دیگه که از دوشنبه تعطیله تا جمعه چون دولت 4 شنبه رو هم تعطیل کرد و دیگه خلاصه کلی خوش به حال بچه ها میشه

5 روز تعطیلی پشت هم

تو اون هفته انشالله تلافی این هفته رو در خواهیم آورد

امروز بعدازظهر رفتم سمت شهروند

آخ که چقد دلم واسه این دو جا یعنی هم بوستان هم شهروند تنگیده بود چند وقتی بود که مثل گذشته و همونجوری بی استرس و راحت این دو جا رو گس نکرده بودم

انگار با یه بار بر زمین گذاشته شده این دو جا را پیمودمو آی کیف کردم آی کیف کردم که خدا میدونه

فعلا...............

/ 0 نظر / 6 بازدید